عبد الرزاق اللاهيجي
53
گوهر مراد ( فارسى )
فصل اوّل در بيان معنى علم و ادراك و امثال آن چون اين رساله در شناختن چيزهاست ، پس نخست شناختن را بايد شناخت . بدان كه شناختن و دانستن و دريافتن در فارسى ، و معرفت و علم و ادراك در عربى ، گاه همه به يك معنى اطلاق شود و گاه هر يك به معنى جداگانه اما نزديك باشند به هم . و هرگاه به يك معنى اطلاق شوند آن معنى نزد علما صورت چيزها باشد كه درآيد آن صورت در ذهن انسان . و مراد از ذهن ، قوتى و آلتى باشد كه صورتهاى اشياء در او حاصل تواند شد ؛ و مراد از صورت چيزى باشد از شيء كه به عينه آن شيء نباشد اما موافق آن شيء باشد چون صورت شخص در آينه ، و صورت فرس بر ديوار ، و پيش محققين علماء مطلق موافقت كافى نبود ، بلكه موافقت در حقيقت و ذات و معنى معتبر بود . پس نزد ايشان تمثيل به صورت آينه و صورت ديوار بر سبيل توضيح بود نه بر سبيل تحقيق ، چه صورت فرس بر ديوار در حقيقت فرسيّت با فرس موافق نبود ، بلكه در ظاهر شكل موافق بود ، و صورت اشياء كه آن را علم خوانند در حقيقت با اشيا موافق بود نه تنها در ظاهر .